خط داستانی
شهربان کوچک با شیفتگی به ورود سوارکاران فقیر. عشق بین کرنت و هنرپیشه جوان ناگهان با دسیسه ای از سوی یک کارمند سنت پترزبورگ روبه رو می شود. پدر هنرپیشه پس از دخالت در این بازی می میرد و دیدگاه ها تاریک می شوند... اما شرارت سرانجام با نجابت وفاداری و عشق شکست می خورد.