با پیارلال، جوانی سادهدل و naive آشنا شوید که از بدو تولد یتیم بوده و با یک زن زمیندار مسلمان به نام فاطمه زندگی میکند که او را مانند پسرش میداند. وقتی پلیس پیارلال را به اتهام قتل دستگیر میکند، هیچکس واقعاً باور ندارد که این مرد بیضرر بتواند به کسی آسیب برساند، چه برسد به اینکه کسی را بکشد. باور آنها زمانی شکسته میشود که پیارلال در دادگاه بهطور علنی اعتراف میکند که واقعاً این جرم را مرتکب شده و خواستار مجازات اعدام برای آن میشود.