کریستر برگ در یک تصادف خودرو جان میسپارد و با یک عروسک تدی به نام "بامسه" پیدا میشود. پسرش، که او نیز کریستر نام دارد، متوجه میشود که بامسه متعلق به معشوقه پدرش، باربرو پرسون است. او سعی میکند او را تحقیر کند و او را به مادرش به عنوان نامزد جدیدش معرفی میکند. اما در نهایت عاشق او میشود و او در او یادآوریهایی از معشوقه مردهاش میبیند. وقتی او متوجه میشود که باردار است، آنها باید درباره رابطه عاشقانهشان تصمیم بگیرند.