خط داستانی
الیزابث جوان به واستلینگ میآید تا با خویشاوند قدیمیاش، کشیش و دختر جوانش ملاقات کند. او قرار است کریسمس را در آرامش و سکوت بگذراند، اما در شب کریسمس، فروشنده به طرز وحشیانهای با تبر کشته میشود. بازپرس پلیس، کریستر ویک، به این روستای کوچک میآید تا قاتل را پیدا کند. او به زودی معمای شواهدی را کشف میکند که تقریباً همه را مظنون میسازد.