در خلیج ببر، ناحیه بندری کاردیف، دختر خیابانی سرسخت و بیپروا به نام گیللی شاهد قتل وحشیانه یک زن جوان به دست ملوان لهستانی به نام کورتسینسکی است. به جای گزارش این جنایت به مقامات، گیللی تنها یک جایزه برای خود برمیدارد — ر revolver سیاه براق کورتسینسکی — و از صحنه فرار میکند. وقتی کارآگاه گراهام متوجه میشود که گیللی سلاح قتل را دارد، دختر جوان آتشین یک شبکه از دروغها میبافد تا او را منحرف کند.