النا ۱۹ ساله، که به زیبایی و هوش خود معروف است، به عنوان دختر برنج برای مالک زمین، گورینی، کار میکند. او متوجه میشود که نامش را میداند و متوجه میشود که او دختر نامشروع اوست که هیچ اطلاعی از وجودش نداشت. او سعی میکند به طور مخفیانه به النا کمک کند، که به مکانیک خودرو، جیانی، علاقهمند شده است. اما این تنها باعث بیاعتمادی میشود. وقتی که پسر عموی بیارزش گورینی به النا تعرض میکند، وضعیت به طرز دراماتیکی بدتر میشود.