گروهی از زندانیان کنفدراسیون به کانادا فرار میکنند و برنامهریزی میکنند تا بانکها را سرقت کرده و به شهر کوچک سنت آلبانز در ورمانت آتش بزنند. برای آشنایی با منطقه، رهبر آنها چند روزی را در شهر میگذراند و متوجه میشود که به زندگی آنجا و بهویژه به زندگی یک بیوه جذاب و پسرش کشیده میشود.