فرانسیس بارکلی، یکی از اعضای سابق دریاداری بریتانیا، که در اوایل دهه 1700 اسیر شد و به بردگی فروخته شد، توسط اندرو مکآلیستر و به دزدی دریایی مجبور گردید، از دیک لیندزی کمک میخواهد تا به او در حمله به جزیره مستحکم مکآلیستر کمک کند. دیک به دختر مکآلیستر، کریستین، عاشق میشود.