خط داستانی
در این درام جنایی، یک دادستان در پراگ باید یک خانه فحشا که به عنوان کافه جا زده شده را تعطیل کند. او دختر صاحب کافه را به خانه پرستاران میفرستد تا زمانی که مادرش آزاد شود. وقتی روز خوشحالکننده میرسد، او به دیدن آنها میرود، اما توسط دربان که عاشق دختر است و به دادستان حسادت میکند، مورد حمله قرار میگیرد. دادستان در دفاع از خود او را میکشد اما وقتی دختر سخنرانی احساسی و عاطفی خود را درباره عشقش به او ارائه میدهد، تبرئه میشود.