"پسر قوی" برای نجات یک کودک از زیر چرخهای یک بار، ترفیع میگیرد، اما به ناامیدی دوستدخترش ماری، او به اندازه کافی جاهطلب نیست تا یک موقعیت دفتری را بپذیرد. اما وقتی که او یک سرقت قطار را ناکام میگذارد و جواهرات ملکه لیزونیا را نجات میدهد، به عنوان یک قهرمان دیده میشود و ماری بالاخره موافقت میکند که با او ازدواج کند.