خط داستانی
آرت لودن، سرپرست مزرعه بار اچ، به فاحشههای شهری و شیخهای زننما که در حال تعطیلات در مزرعه هستند، بیاحترامی میکند و وقتی بیل هایز، صاحب مزرعه، او را به خاطر بیادبی به یک مهمان سرزنش میکند، آرت شکایت میکند که دیگر "زنمردها"یی وجود ندارد. وقتی عکسی از آیریس میلارد را در روزنامه میبیند، به خاطر معصومیت ظاهریاش جذب میشود؛ اما وقتی او با پدرش میرسد، آرت ناامید میشود که او نیز مانند دیگران خودخواه و با لباسهای جاز پوشیده است. با این حال، بیاحترامی او باعث میشود آیریس به ایدههای او توجه کند.