Golden Dreams
فیلم رویاهای طلایی
در یک کشور افسانهای اسپانیایی-آمریکایی، نفت در املاک کنتس د البرکا کشف میشود. مرسدس مکدونالد، خواهرزادهاش، عاشق سندی بوچانان، یک مهندس جوان اسکاتلندی که توسط کنتس استخدام شده، میشود. دون فیلیپه، همسایهای که به پول نیاز دارد تا از دستگیری به خاطر اختلاس فرار کند، با برادرزادهاش، دوک اوتومو، توطئه میکند تا او با مرسدس ازدواج کند. عمه این خواستگاری را تأیید میکند. فیلیپه و اوتومو سعی میکنند تا معشوق مرسدس را بکشند، اما بوچانان با کمک برادرش و یک سیرک آمریکایی در حال سفر، نقشههای آنها را خنثی میکند. فیلیپه و اوتومو توسط حیوانات سیرک کشته میشوند و عمه با ازدواج مرسدس با بوچانان موافقت میکند.