عدم موفقیت در دریافت وام از نیکلاس آیر، پادشاه فولاد و دوست پدر همسرش، رابرت لاترپ همسرش را وادار میکند تا برای پولی که قصد دارد بر روی معشوقهاش خرج کند، گدایی کند. او یک چک دریافت میکند. با عجله به آپارتمان لولا میرود و او را در آغوش معشوقش، هسکل، مییابد. در نبردی که پس از آن رخ میدهد، لاترپ کشته میشود و در پارک رها میشود. همسرش با باور به اینکه شوهرش خودکشی کرده است زیرا آیر از اعطای وام به او امتناع کرده، نقشهای برای انتقام از آنچه که او قتل میداند، میکشد، اما پس از آسیبهای وحشتناک، روشنی به او میرسد.