خط داستانی
بیل پیک، که به تازگی ازدواج کرده، در حدود ساعت هفت عصر به زادگاهش میرسد و بلافاصله توسط گروهی از دوستان قدیمیاش به یک هتل کشیده میشود تا بازی پوکر کنند. او به شدت اعتراض میکند و در نهایت به اندازه کافی فرار میکند تا به دیل، همسر جوانش، زنگ بزند که با نگرانی منتظر بازگشت اوست. او خیلی دیر خواهد رسید. در خانه، خانم پیک تلگرافی دریافت میکند که به او میگوید برادرش استیو به زودی خواهد رسید و او مشتاق است بیل را ملاقات کند.