محمود یک روستایی است که برای جستجوی زندگی بهتر به قاهره میرود. وقتی از دوستش سالم کمک میخواهد تا شغلی پیدا کند، سالم نه تنها برای او در وزارتخانهای که کار میکند شغلی پیدا میکند بلکه برای او عروسی نیز پیدا میکند. اما عروس معشوقه قاسم بیک است که هر هفته یک بار به دیدنش میآید.